دريچه اي رو به سينماي چين

z

 

 

فیلم بازگشت به سال ۱۹۴۲ (۱)
نام فیلم: بازگشت به ۱۹۴۲  一九四二 yi jiu si er

کارگردان: فنگشیائوگانگ 冯小刚 feng xiao gang
محصول: ۲۰۱۲

ترجمه و تحلیل: آزاده باقری 阿紫 a zi

 

فيلم روايت تكان دهنده ي قحطي زمستان ١٩٤٢ تا ١٩٤٤ ك از پس جنگ چين و ژاپن مردم “خنن” را اواره كرد. فيلم ب زيبايي هر چ تمامتر گرسنگي، مرگ، مهر مادري، اوارگي، اسارت، هجرت و عشق را روايت می کند.

فیلم بوانگ بيه جي (۲)

 

نام فیلم: بوانگ بیه جی 霸王别姬 ba wang bie ji

کارگردان: چنکایگه 陈凯歌 chen kai ge

محصول: ۱۹۹۳

ترجمه و تحلیل: آزاده باقری 阿紫 a zi

 

فیلم درامي تاريخي و عاشقانه است. روايت سرگذشت اپراي پكن در طول سال هاي ١٩٢٤،١٩٣٧،١٩٤٥،١٩٤٩،١٩٦٦،١٩٧٧ تا ١٩٩٠ است.حوادث تلخي ك پس از عبور از جنبش چهار مي ١٩١٩ و انقلاب ١٩٤٩ چين ب رهبري مائوزدونگ و پس از ان انقلاب فرهنگي ١٩٦٦، گريبانگير اپراي پكن مي شود. فيلم ب زيبايي هر چ تمامتر سرگذشت اپرا و تقدير دو دوست و همشاگردي قديمي را در طول اين سال ها بهم گره زده و در طول تماشاي فيلم گاهي زندگي اين دو مانند صحنه ي اپرا مي شود و بشكلي پيچيده بهم گره مي خورد.چالش هايي ك بر سر محتواي اپرا، شكل و شمايل شخصيت ها و انتخاب موضوع در طول اين سالهاي پر التهاب چين محور اصلي اين درام است و بازداشت، بازجويي، اعتراف و مرگ، نقاط اوج و هزيز داستان است.
فیلم بزرگ فانوس هاي سرخ افراشته (۳)

 

نام فیلم: بزرگ فانوس هاي سرخ افراشته大红灯笼高高挂 da hong deng long gao gao gua

كارگردان: جانگيمو 张育某 zhang yi mou

محصول: ۱۹۹۱

ترجمه و تحلیل: آزاده باقری 阿紫 a zi

 

درام خانوادگي درباره ي زندگي ب سبك سنتي در دوران فئودالي چين است. اشرافزاده اي ك همراه با س زن خود زندگي مي كند، زن چهارم را هم ب سرايش مي اورد و در حياطي جداگانه سكني مي دهد.
زن چهارم اما زني تحصيلكرده است و بسرعت پي ب روابط پيچيده ي افراد منزل با يكديگر شده و تاب نابرابري ها را نمي اورد.
از اين رو متهم ب جنون شده و بعد از يكسال زن پنجم نيز ب جماعت خانه اضافه ميشود.
فيلم با ظرافت تمام احساسات و احوال أهالي خانه را ب تصوير مي كشد. تنگناهاي سنت، تلخي نابرابري و سرنوشت زنانگي را بسيار زيبا بيان مي كند.
با ديدن فيلم مهمترين نكته اي ك ب خاطر متبادر مي شود اين است ك ” انچه ك بعنوان اخلاق و ويژگي هاي جنس مؤنث شناخته شده از جمله حسادت، پيچيدگي رفتاري، حيله گري، كوتاه بيني و … همه و همه حاصل چند همسري مردان بوده است. گويي زنان در طول تاريخ براي حفظ شوهر براي خود، ناچار ب پرورش دادن ايندسته ويژگي ها در خود شده اند.”
تاريخ از ان مرحله عبور كرده، چند همسر داشتن مردان رفته رفته ب عملي قبيح تبديل شده اما زنان هنوز در رفتار خود اثار ان سبك زندگي را بدوش مي كشند. شايد نسل ها بايد بگذرد تا رفتارهاي نوين جايگزين رفتارهاي امروز زنان شود.
فیلم نوشيدن، خوردن، زن و مرد (۴)

 

نام فیلم: نوشیدن، خوردن، زن و مرد 饮食男女 yin shi nan nu

کارگردان: لی ان 李安 li an

محصول:۱۹۹۴

ترجمه و تحلیل: آزاده باقری 阿紫 a zi

 

داستان جذاب خانواده اي مرفه و مدرن بعد از انقلاب است ك در تايوان زندگي مي كنند. مادر خانواده سال ها پيش بر اثر بيماري درگذشته است و در تمام سال هاي نبود مادر، پدر س دختر خود را بتنهايي بزرگ كرده و هر كدام را ب عرصه رسانده است.
پدر، سراشپز بزرگترين هتل تايوان است و در كار خود بسيار حرفه اي و استاد است. پدري مهربان، حرفه اي، مستقل، كاركشته و باهوش.
دختر بزرگ خانواده معلم دبيرستان است وي بدليل تجربه ي يك دوستي نافرجام افسرده گشته و ب ايين مسيحيت روي اورده و با مطالعه متون مسيحي سعي در ارام نگاهداشتن خود مي كند. دختري سختگير، يكدنده و افسرده.
دختر دوم خانواده كارمند طراز اول يك شركت هواپيمايي است ك درگير ارتقا مقام و حقوق و خريد اپارتمان و از اين قبيل مسائل است. دختري بلندپرواز، عاقل و پرحرارت.
دختر سوم دانش اموز است و بعد از مدرسه نيز در رستوران كار مي كند. دختري بازيگوش و زرنگ.
داستان از جايي شروع مي شود ك طبق رسم خانوادگي پدر شام يكشنبه را اماده مي كند تا همه كنار هم ميل كنند و مسأله ي ازدواج خود را با دوست دخترانشان ك هم سن سال دخترانش است و دختري هشت ساله دارد مطرح كند …
اما ن ان يكشنبه و ن يكشنبه شب هاي بعد نيز بدليل اينكه مسائل دخترها زياد است و هر كدام درگير مسأله ي خود هستند، نمي تواند مطرح كند. در اين فاصله ك پدر هر يكشنبه مي خواهد اقدام ب اعلام ازدواج خود كند، دختر سوم و اول ازدواج مي كنند و از خانه مي روند. دختر دوم اما ب دليل عقلاني نگري اش هرگز نمي تواند ازدواج كند.
اما سرانجام ان يكشنبه شبي ك پدر ازدواج خود را اعلام مي كند، فرامي رسد. همه ي أهالي خانواده بويژه مادر دختر مورد نظر بسيار بدحال مي شوند اما پدر تصميم خود را گرفته است.
پدر نيز ازدواج كرده و از خانه مي رود و برخلاف انتظار اين دختر دوم است ك در خانه مي ماند. دختري ك خيلي زودتر از اينها ميخواست خانه را ترك كرده و ب اپارتماني ك پيش خريد كرده برود.
فيلم ب زيبايي و باظرافت بينظيري مسائل يك خانواده ي مدرن را باز كرده و ب تصوير مي كشد. ديدن اين فيلم ب مخاطب ايراني كمك مي كند تا مسائل خانواده ي مرفه و مدرن چيني ك “انقلاب” را از سر گذرانده بخوبي لمس كند. اين ك انقلاب چين در نهايت با احترام گذاشتن ب “مسائل انساني” و “قوانين طبيعي” توانست از مرحله ي قديم پا ب مرحله ي نوين بگذارد و ادامه ي حيات خود را تضمين كند.
كارگردان با گذاشتن اين اسم براي فيلم با هوشمندي اين نكته را ياداوري مي كند كه:
هيچ چيزي را نميتوان ناديده گرفت و حذف كرد. هر چيزي در هارموني و تعادل خود بايد حفظ شود، خوردن، نوشيدن، زن و مرد …

 

 

فیلم بازگشت (۵)

 

نام فيلم: بازگشت 归来 gui lai

کارگردان: جانگیمو 张艺谋  zhang yi mou

محصول: ۲۰۱۴

ترجمه و تحلیل: آزاده باقری 阿紫 a zi

فيلم بازگشت داستان تراژيك خانواده ي يك زنداني سياسي است. نيروهاي اطلاعات حزب ب همسر وي خبر مي دهند ك شوهرش از بازداشتگاه زندانيان سياسي فرار كرده است و از او خواستند بمحض اينكه تماسي برقرار شد انها را در جريان بگذارد.
شوهر فراري با همسرش تماس گرفته و در ايستگاه قطار با هم قرار مي گذارند.
اما نيروهاي اطلاعات ك با كمك گرفتن از دختر وي ب تماس و محل قرار انها پي برده و ب محل مي روند و شوهر را دستگير مي كنند. ان وضعيت و حال نزار براي همسري ك بيش از هجده سال شوهر خود را نديده بسيار تلخ و دشوار است. وي بدنبال شوهر خود مي دود و در همان حال زمين خورده و سرش ضربه ميبيند و همين اتفاق باعث ميشود ك حافظه ي بلند مدت خود را از دست بدهد.
بعد از دو سال و بعد از پايان انقلاب فرهنگي همه ي زندانيان سياسي از جمله شوهر وي ازاد مي شوند اما دريغ ك ديگر همسر او را نمي شناسد و دخترش را بدليل خبررساني ب نيروهاي امنيتي حزب از خانه بيرون كرده است. دريغ ك خانواده اي هم ديگر نيست.
تمام فيلم شكوه يك ارتباط را ب تصوير مي كشد. ارتباطي دروني و عميق ك در طول اسارت مرد، ب پاي شوهر ماندن زن و در طول بيماري زن، ب پاي همسر ماندن مرد را نشان مي دهد.
پايان غم انگيز اين فيلم يكبار ديگر نتايج كوتاه مدت انقلاب چين را و پس از ان انقلاب فرهنگي را نشان مي دهد.
زن و شوهري ك ب پاي هم ماندند اما هرگز ن شاد زندگي كردند و ن از زندگي لذتي بردند و دختري ك ن طعم داشتن پدر را چشيد و ن محبت مادر را.

 

 

زلزله کوهستان تانگ (۶)
نام فیلم: زلزله ی کوهستان تانگ 唐山大地震 tang shan da di zhen

کارگردان: فنگشیائوگانگ 冯小刚 feng xiao gang

محصول:۲۰۱۰

ترجمه و تحلیل: آزاده باقری 阿紫 a zi

 

فيلم داستان زندگي خانواده اي را روايت مي كند ك در روستاي كوهپايه اي تانگ زندگي مي كردند، پدر و مادر هر دو كارگران معدن ذغال سنگ بودند.
در سال ١٩٧٦ زلزله ي بزرگي تمام شهر را با خاك يكسان كرده و جان بسياري از أهالي را گرفته و بسياري ديگر را مجروح مي كند. از حمله پدر اين خانواده ك ميميرد و دو فرزند آنها ك زير آوار ميمانند.

نقطه ي شروع داستان آنجايي ست ك مادر بدليل اينكه نيروي كافي براي نجات هر دو فرزند وي نيست مجبور مي شود يكي از فرزندانش را نجات دهد وي فرزند پسرش را انتخاب مي كند و مردم او را نجات مي دهند.
دختر صداي مادر را شنيده و غمي سنگينتر از آوار روي قلبش مي نشيند. أهالي روستا پسر را نجات داده اما شب آن روز جسد دختر در كنار انبوهي از اجساد مردگان زلزله زير باران جان گرفته و زنده مي شود.
دختر بلند شده براه مي افتد و از آنجا ك از دست مادر خود ناراحت است سعي مي كند هرگز بدنبال خانواده ي خود نگردد …
يكي از خانواده هاي ارتشي دختر را ب فرزند خواندگي مي پذيرند و او در آن خانواده رشد كرده و بزرگ ميشود. ب دانشگاه مي رود، رشته ي پزشكي مي خواند سپس ب كانادا مي رود و با يك كانادايي ازدواج مي كند و ….
پسر اما در همان روستا مي ماند در حاليكه يك دست خود را در زلزله از دست داده، درس را رها كرده و بدنبال كار در شهر مي رود.
سالها بعد در سال ١٩٩٥ زلزله اي دوباره روستاي تانگ را ويران مي كند. دختر اخبار آن را ك در منزلش در كانادا از تلويزيون مي ببند از اين حادثه سخت آزرده شده و از كانادا ب چين براي كمك ب مردم خودش مي آيد.
در اين سفر وي برادر خود را ميبيند، سپس مادرش را و اوج داستان لحظه اي شكل مي گيرد ك مادر و دختر ك هر دو از دست هم شاكي هستند، مادر از نيامدن دختر در طول سي سال ب خانواده شاكي بوده و دختر از اينكه چرا مادر او را نجات نداده، مجبور ب بخشيدن همديگر مي شوند چرا كه در مي يابند اگر هر يك بجاي ديگري بود شايد همان كار را مي كرد…
فيلم “زلزله ي كوهستان تانگ” فيلمي بسيار زيباست ك روايت انسانها را در بستر حادثه اي طبيعي بزيبايي هر چ تمامتر ب تصوير مي كشد و البته مهمتر از همه پيام فيلم است: “گذشتن از هم و بخشش”

 

 

 

کاری نداری لطفا مزاحم نشو (۷)

 

نام فیلم: کاری نداری لطفا مزاحم نشو 非诚勿扰 fei cheng wu rao

کارگردان: فنگشیائوگانگ 冯小刚 feng xiao gang

محصول:۲۰۰۸

ترجمه و تحلیل: آزاده باقری 阿紫 a zi

 

فيلم از جايي شروع مي شود ك تاجري در حال تماشاي فيلم تبليغاتي درباره ي “اختراع لوله ي حلال مسائل” است ك در آن فيلم تبليغاتي فرد مخترع ادعا كرده تمام مسائل انساني از آغاز خلقت تا امروز با بازي قديمي “سنگ كاغذ قيچي” حل ميشده است اگر اين بازي را جدي ميگرفتند.
مخترع اين دستگاه ادعا مي كند ك انسان ها همواره با هم در حال نزاع و جنگ و دعوا هستند و اين ك نظر چ كسي حرف آخر است و اين دعواها كي تمام مي شود فقط كار بازي “سنگ كاغذ قيچي” است ك ديگر هر دو طرف تسليم خواهند شد و نتيجه را خواهند پذيرفت.
از نظر مخترع بازي “سنگ كاغذ قيچي” بشكل قديمي ب خاطر دو خطاي مهم، در امور جدي بكار گرفته نشده و در حد بازي باقي مانده است: يكي اينكه سرعت عمل در آن مهم است و دوم اينكه هريك از دو طرف مي توانند با ديدن حركت دست مقابل تا جايي حدس بزنند… بنابراين لوله اي را طراحي كرده ك با قرار دادن دست ها داخل آن، اين دو خطا صورت نگيرد و ماجرا كاملا اتفاقي باشد…
مخترع در ملاقات خود با تاجر وي را مجاب كرده و ب قيمت زيادي اختراعش را ب وي مي فروشد.
اما داستان پس از فروش تزش ب تاجر اوج مي گيرد. وي پس از ثبت نام در سايت همسريابي بدنبال همسر أيده آل خود با زنان زيادي با روحيات متنوع و متفاوت از دنياهاي مختلف روحي و رواني ملاقات مي كند و در هر يك از اين آشنايي ها با مسائل جديدي مواجه مي شود و ….
در نهايت موردي ك او براي ازدواج مناسب ميبيند مهماندار هواپيماست ك يك مشكل بزرگ دارد و آن هم اينكه درگير و عاشق مرد ديگريست ك بدليل خانواده دار بودن آن مرد و شرايط كار و زندگي اش نميتواند با اين دختر ازدواج كند.
اين دو بهمين دليل با هم دوست مي شوند ك مشكل هم را حل كنند تا هر يك بتوانند با كمك هم زندگي خود را ادامه دهند بهمين خاطر ب راه خود ادامه مي دهند. يكي در پي ملاقات با زنان مختلف براي ازدواج و ديگري بدنبال معشوق خود براي ازدواج.
اما هر دو در طول مسير تلخ مشترك خود از پس فهم روابط انساني ك حتي منجر ب خودكشي دختر و نجات زودهنگام وي توسط مرد مي شود پي مي برند ك ب زور ( ك تلويحا اشاره ب همان بازي سنگ كاغذ قيچي است ) نمي شود انسان ها را مجاب كرد در كنار هم باشند يا با هم ازدواج كنند. آنها پي مي برند براي در كنار هم ماندن و ازدواج بايد دل در گرو هم داشت، بايد دل ب دل هم داد، بايد يكدله شد و ….
آن دو عاشق هم شده و تصميم مي گيرند در كنار هم زندگي كرده و ازدواج كنند اما در همان كشتي ك سوارند تاجر نيز هست و اتفاقي هم را ميبينن . تاجر ساده دل بدليل بكار بردن لوله ي حل مسائل ورشكست شده. مرد اختراعش را از وي پس مي گيرد.
و بدين شكل تأثيرگذارترين نقطه ي داستان شكل مي گيرد. پس گرفتن تز سنگ كاغذ قيچي و اينكه “يك چيز” در كوتاه مدت حرف آخر را بزند چرا ك “دو پديده” در كنار هم آن هم در دراز مدت، حرف آخر را مي زنند…….

 

 

فیلم یک انسان یک کوه یک سگ (۸)
نام فیلم: یک انسان یک کوه یک سگ 那人那扇那狗 na ren na shan na gou

کارگردان: خوجینچی 霍建起 huo jian qi

محصول:۱۹۹۸

ترجمه و تحلیل: آزاده باقری 阿紫 a zi

 

فيلمي بسيار زيبا در ژانري هنري ك داستان زندگي روستايي اي پستچي را روايت مي كند ك مي بايست مسير ٢٢٣ كيلومتري را تا روستاهاي پاي كوه با پاي پياده براي رساندن نامه ها طي كند.
داستان از جايي شروع مي شود ك مرد بازنشسته شده و پسر را ب جاي خود آماده ي سفر مي كند. اما سگ خانواده همراه پسر نمي رود و بهمين خاطر پدر مجبور مي شود دور اول سفر را همراه پسر برود تا سگ ب پسر عادت كند.
در طول سفر حوادثي ك پيش مي آيد مثل رد شدن از رودخانه، با طناب بالا رفتن در جاهاي سراشيبي، درآمدن باد و حفظ نامه ها، ديدن اهالي روستاهاي مختلف، ديدن افرادي ك نامه داشتند، مرور خاطرات پدر، تبادل حس ميان پدر و پسر، انتقال تجربيات كار همه و همه مسير داستان را شكل مي دهد.
فيلم داراي صحنه هاي بسيار زيبايي از طبيعت است و نگاه مخاطب خارجي را بيش از هر چيز ب طبيعت بكر و زيباي استان خونن جلب مي كند.
فضاي فيلم بسيار شبيه ب فضاي فيلم كارگردان ايراني، مجيد مجيدي است در فيلم رنگ خدا ك ب مسائل انساني پرداخته است.
نام فيلم نيز هوشمندانه تداعي كننده ي اين نكته است ك كوه بعنوان جماد، سگ بعنوان حيوان و مرد بعنوان انسان همگي